۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

اندر باب "رأی" و "رأی" دادن

دراین باب ابتدا باید بگویم که من با انتخابات مواجه نیستم بلکه با انتخاب مواجه ام.
گزاره بالا مرا برآن می دارد که در این مواجه ملاحظاتی چند را در گزینش از میان سه وضعیت "رأی" بدهم "رأی" ندهم ، و "رأی"سفید بدهم یکی را اعمال کنم.
برای این منظور باید صورت وضعیت فردی ،حقوقی و اجتماعی خود را روایت کنم و آنگاه با سنجش نسبت خود با سه گزینش بالا دست به عمل زنم.
از آنجا که با ساختار قدرت دینی مواجه ام و "رأی" و "رأی" دادن در این ساختار معنا می شود پس با طرد گزاره بالا در همین پائین وضعیت صورت بندی شده می مانم و شرائط را برای بهترین عمل از سوی خود تحلیل می کنم ، بر خود این حدیث را می خوانم و روایت میکنم.
وضع موجود را نمی خواهم . وضعیت بعد را نمی دانم . وضع موعود ، بر من است که در ارزیابی ازمصالح و مضارموجود ،به وجود آورم.
من در شرایط وضع موجودم ،پس لاجرم صورت وضعیت خود ، حقوق و اجتماعم را از دوره های گذشته تا به امروز روایت می کنم.
باب "رأی" و "رأی" دادن باب ناگشوده ایست که سابقه و لاحقه تاریخی بسیار در دوره های پـُر قیل قال پیرامون مفاهیم بنیادی اسلامی ، اعم از مسائل فردی، حقوقی و اجتماعی در عالم اسلام دارد.
بر همین نمط باب "رأی" اندر مجال فرصت دادن به استنباطات عقلانی پیرامون مسائل فردی ، حقوقی و اجتماعی بوده ودر دیگر سوی مضیّق کردن آن و یا نفی این روش و پس گشودن باب نقل بر حل و عقد تمامی این مسائل بوده است.
بر این سیاق در فقدان فردیت ، جمع کاررا بدآنجا رساند که آنچه را نقل حلّ نمی کرد "رأی" بر نفی اش الزام می کردکه در این باب عقلانیت دستگاه مستنبط نبود ، و "رأی " مستقل از تقلید ، قدرت نقل به وضعیت دگر را نداشت.
اما روزگاران و تجارُب بر بنیین و بنات آدمی تل اَنبار شده ،و می دانم که اگر قرار است "رأی" بدهم و در این انتخاب ، منتخبی داشته باشم بی درنگ با تمسک بدین تجارب در دوره های تاریخی دور و نزدیک به لحاظ مفهومی و مصداقی واکاوی می کنم .
در این باب شایان ذکر است که نفس الأمر "رأی" در مواجهه جمع تهی از فردیت در دوره های اسلامی چنین سرنوشتی را تجربه کرده است.
همو که بدین صفتش می خوانند که : استدلال عقلی آزاد انسان بود که بر ملاحظات عملی بناء می شدو مقید به هیچ گونه فرض از پیش تعیین شده ایی نبود.
صحنه و مصداق را بار دیگر در این انتخاب بازنگری می کنم ، زمان طی شده از دور و دوره گذشته در نزدیک ، سالها سکوت در پی تعمق، واکنون وضع موجود ، نمی خواهم و از سخیف شدن ، مجبور بودن و محروم شدن گریزانم ....و اما بعد .....
تاریخ که دستگاه عبرت است و انسان ساز به من می آموزد تأملات خود را در یک دستگاه عقلانی به انتخابی ازخیرموجود بر گرفته ازتوان موجود استوار سازم.
با تمسک بدین ادراک می بینم شرایط روز خیر جمع را به عقلانیت فردی و تصمیم شخصی ارجاع داده است.
پس می بینم و می خواهم ، فرصت نقل تلخی ها را استصحاب می کنم و "میدانم" ...... وضع موجود بر من تکلیف می کند ، تبیینی عقلی با لحاظ ملاحظات عملی از وضع موجود مرا به سمت و سوی برائت می راند.
من با انتخاب مواجه ام ، ادامه وضع موجود که با هر دستگاه تبیین عقلی مرا ، حقوقم را و اجتماعم و کشورم را به اذعان جنس مقبول به سوی پرتگاه می راند.
وضع موجود شّر معهود را در بر دارد ، پس اولین و بنیادی ترین مشکل در این انتخاب از بقاء در اعراض از شّر معهود به تبیین عقل موجود ، برقراری تناسب میان فرض موجود و شّر معهود است.
با تمسک به تمام تجارب تل انبار شده ، راه قطع این مسیر تمایل به قدر موجود است.
استدلال خود را کردم ، با شرط ملاحظات عملی و طرد تمایلات دل ایی "رأی" مفقود را پیش می آورم.
من با انتخاب مواجه ام ، "رأی" می دهم و انتخاب می کنم.
انتخاب من میر حسین موسوی است ، زیرا بیست سال سکوت و تعمق کرده است.او یقیناَ در بازنگری بیست ساله اش راهی برای پاسخگویی به صاحبان "رأی" در برابر انتقاد از روش مدیریتش پیدا کرده است.
در بعد ازروزانتخاب ما با انتخابات مواجه هستیم. چگونه از "رأی" خود صیانت کنیم و چگونه "رأی" خود را تعمیق بخشیم تا بتوانیم از سه حوزه بحران زده یعنی وضعیت خودم ، حقوقم و اجتماعم گذار کنیم.

۱ نظر:

mojtaba گفت...

من رای نمی دهم تو رای نمی دهی او رای می آورد.
من رای میدهم تو رای می دهی او رای نمی آورد.